سعيد نفيسى

13

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )

اگر پاره‌سنگى از ميان خاك اتفاقا بيرون نيامده بود و معلوم نمىشد كه شكسته‌اى از آن سنگيست كه بر سر خاك سعدى گذاشته بودند هنوز شك مىداشتيم كه نام و نسب درست هزاردستان شيراز چه بوده است . جزئيات زندگى حافظ بر ما معلوم نيست ، نمىدانيم اين مرد سحرآفرين كه هنوز نغمه‌هاى جان‌فزاى او در آسمان خاموش نشده و با اين همه دعوى حكيمان و فرزانگان هنوز كسى نتوانسته است به خرده‌گيريهاى مردانهء او پاسخ دهد در اين جهان كه بوده چه مىكرده و چگونه زيسته است و چه شده است كه همين فكر و انديشه‌اى كه گاهى از تك چاه بالا نمىآيد در دماغ نيرومند او چنان اوج گرفته كه گويا فرشتگان هم هنوز به آن مرتبه از بلندى نرسيده باشند ؟ ازاين‌گونه مشكلات و معماهاى جان‌فرساى گشوده ناشدنى در تاريخ بسيار داريم . بگذاريد به همين درد دل بسنده كنم . يكى از همين دشواريها جزئيات زندگى اين مرد بيش‌انديش روشن‌بين شيرين‌سخن جادوگر پردل دلير بىباكى است كه در زبان فارسى چون يكه پهلوان شيرافكن پيل‌زورى سالهاى سال يكه‌تازى كرده و در ميان ما به فريد الدين عطار معروفست . اين مرد كه بوده ، چه مىكرده ، از كدام پستان شير خورده ، نزد كدام آموزگار پرورش يافته ، چه خوانده و چه ديده است كه تا اين مايه بزرگ شده ؟ آيا راهنمائى هم داشته است يا اينكه به‌خودىخود به اينجا رسيده و اگر پيش خود عطار شده چرا ديگران نشده‌اند ؟ اگر به حكم وراثتست پدر و مادرش كه بوده‌اند ؟ اگر از راه درس و بحث به اينجا رسيده آموزگاران و استادانش كه بوده‌اند ؟ چه كتابهائى را خوانده ؟ با چه كسانى نشست و برخاست كرده ؟ از مدرسه بيرون آمده است يا از خانقاه ؟ پس چرا ديگران كه از مدرسه و خانقاه برون آمده‌اند به پاى او نرسيده‌اند ؟ اينها همه مشكلاتيست كه در پيش است و دريغا كه كس نگشود و نگشايد به فكرت اين معما را ! دلم مىخواست مىدانستم چگونه مىتوان عطار شد ! مىدانيم چگونه مىتوان